خیابان
آقا......
این خیابان که قدم هایت را به دشنام می بندد
و مشت خشم زده ی خاطراتم را
سینه ریزی از دعاهایم
به گردن تو می کوبد
مثال صدف های فاحشه
خیاط باشی کت شلوار دامادیش نمی شوی؟
-از گلدوزی آسترش که پیداست -
***
تهدید خیابان برای ساقط کردن لبخند هایت
و تیتانیوم بودن آن دعا ها
میان سی و چهار دانه ی مروارید هایش
که الله اکبر می خواندیم.........
.........
با پیرهنم ست می شود!!!!
***
میان لام بله ام
فیروزه ای نگاهی که تف می کنی روی پیرهنم
گیر می کند.........!!!!
و تمام خط کشی های کت شلوار کناریم
عبور ممنوع می خرند
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:3 توسط اسما |