تبليغاتX
طالع بي شفقت بين كه در اين كار چه كرد؟

طالع بي شفقت بين كه در اين كار چه كرد؟

شعرمي نوسيم و گاه داستان...

کبریت می زنی

لابه لای دود های سیگاری که

زیر لب/به تمسخر ریش های چند روزه ات

پشت میز چیده می شوم

که عقرب بزند خبر های بد را

و اینکه انار می شوم

کنار تزیین دود هایت روی میز

و فندکی جا مانده ته جیبت

که برای صبح فردا چای درست کنی؟؟؟؟

......

زغال می کنی اعتماد به بلوغ رسیده و نورس

که ذاتریه کنم نفس های چهارشنبه

و رمق دست هایت به انزجار دود سست شود

و حرام شود سهم بوسیدنش

تا تنها برقصم

و با سپیدی پیرهنم/هم رقص دود

و خاکستری اعتمادم

بوی لبخندت را ترک کنم

****

رنگ که بزنی

نگاه دودیت

به موازات صندلی های پشت میز

مرکز ثقل گل رزی می شود

که از خواب بیدار شوی

و چای درست کنی......

 

                                    قشنگم.....!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:27 توسط اسما |