تبليغاتX
طالع بي شفقت بين كه در اين كار چه كرد؟ -

طالع بي شفقت بين كه در اين كار چه كرد؟

شعرمي نوسيم و گاه داستان...

              پریا

 

دلم که هوای بودن می کند

تازه هوا به هوا می شوم

که فریاد بزنی مرا

به باز خواست لبخند های وحشتبارم

که تو غم زده

کنار کرک های نقشه دار((زل)) هایت را

از قند های روی میز شیرین کنی....

و دلم می زند.......

پ.....ر....ی....ا

چای بخور.....!!!!!!!!!!

که قند ها دلهره می زنند دهانت را

...

ببین    

اینجا حسرت ماندن

استکان ها را به رقاصی کشیده

و حادثه حادثه ی صورتی کردن دلخوشی ها شده

توی سینیی خرما ها دنبال من می گردی که چه؟؟؟

من ساق دوش کفش ها

به تقدس کشیده شده ام///

 

****

 

به دین (مدیون) خدا حافظی ((دو))باره ام

یک حمد و سه سوره فحش می کنم

تا گرد کردن چشمانت

کابوس بی تو خوابیدنم نباشد

 

عجب....شب از پتوی دو نفره یمان از تنهایی

روضه خوان شده...

می روم تا لب گل های سپید

کنار عکس

روبان بخورم

امشب که دست های تو از همه داغدار ترند

دلتنگی من طلب کار شده است......  

+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 14:6 توسط اسما |